الشيخ رسول جعفريان

912

رسائل حجابيه (فارسى)

زنان ؛ « 1 » براى اين‌كه ايشانند عورت ؛ و ايضا از حضرت صادق عليه السلام است نقل فرموده : از حضرت امير عليه السلام كه فرمود : ابتدا نكنيد زنان را به سلام و دعوت نكنيد ايشان را به مجلس خود براى طعام ؛ زيرا پيغمبر فرمود : زنان عاجز و عورتند ، پس بپوشانيد عجز ايشان را به سكوت و ستر نماييد عورت آن‌ها را به ملازمت در بيوت . « 2 » صدوق در فقيه از پيغمبر اكرم مثل همين روايت را بيان نموده « 3 » و از نوادر راوندى نقل شده از موسى بن جعفر عليهما السلام از پدران بزرگوارش فرمود از پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم كه اصحاب سؤال نمودند از زن كه چيست ؟ فرمود : زن عورت است . بعد از سؤال ، فرمود رسول صلى الله عليه و آله و سلم به اصحاب : در چه زمان است كه زن نزديك‌تر است به پروردگارش ؟ اصحاب ندانستند جواب گويند . وقتى خبر به سمع مبارك فاطمهء زهرا سلام الله عليها رسيد ، فرمود : نزديك‌تر زمان براى قرب آن‌ها به خداى خود آن وقتى است كه در زاويهء و كنج خانهء خود ملازم شوند ؛ چون خبر به رسول خدا رسيد ، فرمود : به تحقيق فاطمه پارهء تن من است . « 4 » و باز در روايت ديگر است كه اصحاب سؤال نمودند از پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم از زنان كه چيستند ؟ فرمود : زنان عورتند . « 5 » اكنون بايد دانست كه اين احاديث و اخبار به وجوهى چند دلالت دارد بر وجوب ستر و حجاب . « 6 » وجه اوّل : آن‌كه زنان را به وصف « عىّ » توصيف فرموده و معنى عىّ جاهل و عاجز است ؛ و دواى او را سكوت قرار داده ؛ و معلوم است كه امر به اسكات ايشان براى جلوگيرى از هفوات لسانيه و سقطات كلاميهء آن‌ها است كه چون جاهل و ناقص العقل‌اند ، سخن گفتن ايشان موجب مفاسد و باعث طمع نمودن ارباب فسق و فجور خواهد شد . پس كشف حجاب و سفور كه بالاتر است از حيث فساد و بزرگ‌تر است به مراتب از جهت فسق و فجور ، جلوگيرى از او لازم و واجب خواهد بود . وجه دويم : آن‌كه زنان را به وصف عورت ياد فرموده ؛ و معنى عورت چنانچه در مجمع البحرين و مصباح المنير و المنجد و منتهى الارب و غير اين كتب بيان شده ، عبارت است از چيزى كه انسان حيا مىكند اظهار او را ، و دوست ندارد كسى اطلاع يابد و ببيند . قال فى

--> ( 1 ) . كافى ، ج 5 ، ص 511 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 93 ( 2 ) . كافى ، ج 5 ، ص 534 ( 3 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 390 ( 4 ) . نوادر ، ص 14 ( 5 ) . نوادر ، ص 36 ( 6 ) . نوادر ، ص 36